1-ماجراي سكوت 20 ساله شما ديگر به موضوع روز تبديل شده است اما بازهم دوست داريم درباره آن صحبت كنيد شايد نكات جديدي دستگيرمان شد.
درباره سكوت خود سخنان متفاوت و بعضاً ضد و نقيض گفتهايد، گاهي گفتهايد خبرنگاران به سراغم نيامدند، در جايي ديگر گفتهايد نظراتم را به مسئولين دادهام و در جايي گفتهايد در دوران سكوت شما همه چيز بر وفق مراد بوده و مشكلي وجود نداشته است و امروز چون ساختارها به هم خورده است احساس تكليف كرده و پا به ميدان انتخابات گذاردهايد.
اما هيچ كدام از اين استدلالها ملت حزبالله را قانع نميكند كه شما در طي 16 سال دوران سازندگي و اصلاحات و در مقابل له شدن مردم زير تورم 48 درصدي سال 73 و در مقابل اقدامات ساختارشكنانه اصلاحطلبان سكوت كردهايد.
۲-جناب آقاي موسوي!
پس حتما تحصنهاي سياسي، پروژه عبور و مرور و انسدادهاي سياسي، خروج از حاكميت، حاكميت دوگانه ، ماجراي هجده تير، قتلهاي زنجيرهاي، بحرانهاي خودساخته 9 روز يك بار، فرستادن انديشه حضرت امام(ره) به موزههاي تاريخ،خشونت طلب بودن امام حسين(ع)، اهانت به معصومين، قراردادهاي ننگين نفتي دولتهاي هفتم و هشتم، تخلفات گسترده اقتصادي دولت خاتمي كه شما مشاور آن بوديد و جزوه 1000 صفحهاي آن كه در اختيار شماست و.. همگي بر وفق مراد شما بوده است و شما نه تنها آن را به ضرر اسلام و انقلاب نميدانستيد بلكه به سهم خود نيز گامي شايسته در آن راستا برداشتهايد.
جناب آقاي مهندس موسوي!
رياست جمهوري خصوصا در ايران كاري سخت و طاقت فرساست و نياز به صبر و تحمل و گاهي سوختن و ساختن دارد.،اما اين مولفه مهم در شخصيت شما ديده نشده است.
حتما سالهاي نخست وزيريتان را به ياد داريد كه خواستار تعطيلي تنها روزنامه منتقد خود بوديد، در آن زمان و در شرايطي كه كشور دچار شرايط بحراني جنگ بود، شما به علت مسائل كم اهميت بارها تا مرز استعفا پيش رفتيد تا اينكه در مرتبه آخر كه استعفاي خود را بدون اطلاع حضرت امام(ره) و مسئولين رسانهاي كرديد، امام عظيم الشأن راحل را از خود رنجانديد به طوري كه ايشان خطاب به شما فرمودند:
"نخست وزير محترم نامه استعفاي شما باعث تعجب شد، حق اين بود كه اگر تصميم بدين كار داشتيد، لااقل من و يا مسئولان رده بالاي نظام را در جريان ميگذاشتيد. در زماني كه مردم حزبالله براي ياري اسلام فرزندان خود را به قربانگاه ميبرند ، چه وقت گله و استعفاست. " (صحيفه نور ج 21 ص 124)
پس از گذشت بيست سال هنوز تغييري نكردهايد و تاب شنيدن صداي حتي منتقدين خود را نيز نداريد. نمونه آن را در دانشگاه تهران شاهد بوديم كه با انتقاد دانشجويان با حالتي قهرگونه تصميم به ترك جلسه گرفتيد. به راستي اگر جلوي چشمانتان عكستان را آتش بزنند چه ميكنيد؟ آيا با اين روحيه ميخواهيد در برابر منتقدان خود و در جبههاي بزرگتر و مهمتر، در مقابل استكبار جهاني بايستيد؟
امروز چه تضميني ميدهيد كه در مقابل سختيها و فشارهايي نظير كنفرانسهاي ژنو و يا دانشگاه كلمبيا كه عزت ايران اسلامي به رخ جهانيان كشانيده شد، از مواضع انقلاب عقب نشيني نكنيد؟
3-جناب آقاي موسوي، شما خود را مقلد امام و شاگرد مكتب او ميدانيد و مدام سعي ميكنيد از امام بگوييد، اما به ما حق بدهيد درمواضع شما كمي ترديد كنيم. چرا كه امام فرمودهاند: " هر وقت ديديد دشمنان اسلام از مواضع و عملكرد شما حمايت ميكنند در كار خود شك كنيد " و نيز فرمودهاند: "من در طول نهضت و انقلاب به واسطه سالوس و اسلام نمايي بعضي افراد، ذكري از آنها كرده و تمجيدي نمودهام كه بعد فهميدم از دغل بازي آنان غافل شدهام. آن تمجيدها در حالي بود كه خود را به جمهوري اسلامي متعهد و وفادار مي نماياندند و نبايد از آن مسائل سوءاستفاده شود و ميزان در هركس حال فعلي اوست " (وصيت نامه سياسي الهي ج 21 ص 206)
و احتمالا شنيدهايد كه گروههاي اپوزيسيون داخلي و خارجي، رسانههاي ضد انقلاب خارجي و شايد در آينده اي نه چندان دور سردمداران آمريكا از شما حمايت ميكنند و براي شما و شعارهايتان هورا ميكشند! آيا اين مسئله شما را به ياد صحبتهاي حضرت امام(ره) نمياندازد و يا اينكه اصولا امام گرايي شما فقط ترفندي تبليغاتي است؟
4-گفتهايد "هولوكاست مسئله ما نيست "اين جمله امام را خواندهايد كه فرمودهاند : "دستورات قرآن كريم براي مقابله با توطئه كفر جهاني و پشتبباني از ملت محروم فلسطين و افغانستان و لبنان و بستن سفارت اسرائيل در ايران و اعلان جنگ با اين غده سرطاني و صهيونيزم جهاني و مبارزه با نژاد پرستي بوده است "(صحيفه نور ، جلد 20، صفحه 116) آيا بازهم ميگوييد هولوكاست مسئله ما نيست؟
آقاي موسوي! اگر فرض كنيم هولوكاست مسئله ما نيست، فلسطين كه مسئله ما هست . يا شايد در اين هم شك داريد؟ اگر به آزادي قدس شريف اعتقاد داريد حتما ميدانيد كه مسئله امروز فلسطين معلول هولوكاست است. آيا به نظر شما هم ، تاوان هولوكاست ساختگي را، مردم مسلمان فلسطين بايد پس بدهند؟ چرا عدهاي كه در زمان جنگ نابرابر 22 روزه و در عين مظلوميت رزمندگان مقاومت اسلامي، آنان را تروريست معرفي كردند، امروز دعوت كنندگان شما به دانشگاهها هستند؟
شما واقعه ژنو را افتضاح ناميدهايد و آن را براي ماهيت جمهوري اسلامي خطرناك دانستهايد اما بايد به عرضتان برسانيم كه نظر حضرت امام(ره) چيز ديگري است، آنجا كه ميفرمايند: "ما چه بخواهيم و نخواهيم صهيونيستها و آمريكا و شوروي در تعقيب ما خواهند بود تا هويت ديني و شرافت مكتبيمان را لكه دار نمايند.بعضي مغرضين ما را به سياست اعمال نفرت و كينه توزي در مجامع جهاني توصيف و مورد شماتت قرار ميدهند و با دلسوزيهاي بيمورد و اعتراضهاي كودكانه ميگويند جمهوري اسلامي سبب دشمنيها شده است و از چشم غرب و شرق و اياديشان افتاده است كه چه خوب است كه اين سؤال پاسخ داده شود كه ملت هاي جهان سوم و مسلمانان و خصوصا ملت ايران در چه زماني نزد غربيها و شرقيها احترام و اعتبار داشتند كه امروز بي اعتبار شدند؟ "( صحيفه نور ، جلد 21، صفحه...) بنابراين ماجراي ژنو نه تنها افتضاح نبود بلكه برگ زريني در تاريخ انقلاب است و حتي اگر به اظهارات مقامات اسرائيلي پس از اين واقعه توجه ميكرديد آنها نيز ژنو را صحنه پيروزي جمهوري اسلامي دانستند.
5-گفتهايد به جريان آزاد اطلاعات معتقديد، گفتهايد، با مردم صادق هستيد و همه مسائل را به آنها ميگوييد، آيا بهتر نيست كمي راجع به مسئله مك فارلين با آنها صحبت كنيد و كمي صداقت خود را نشان دهيد.
6-در مورد مسئله جنگ تنها سوال ما اينست كه چه كسي جام زهر را به امام نوشاند؟ و چه كسي بود كه با ندادن امكانات براي ادامه جنگ امام را وادار به پذيرفتن قطعنامه كرد؟ علت عدم تأمين بودجه لازم براي تجهيز رزمندگان در سالهاي انتهاي جنگ چه بود؟
7-گويا گفتهايد با نهضت آزادي فقط اختلاف سليقه دارم. آيا نظر امام (ره) هم اختلاف سليقه بود يا اختلاف عقيده ؟ در اين مورد بهتر است ما هيچ نگوييم و تنها توجه شما را به صحبتهاي حضرت امام خميني (ره) در مورد نهضت آزادي جلب كنيم:
" پرونده نهضت آزادي و همينطور عملكرد آن در دولت موقت اول انقلاب شهادت ميدهد كه نهضت به اصطلاح آزادي طرفدار جدي وابستگي كشور ايران به آمريكاست... به حسب امور بسيار ديگر نهضت به اصطلاح آزادي صلاحيت براي هيچ امري از امور دولتي يا قانون گذاري يا قضايي را ندارند... نهضت آزادي و افراد آن از اسلام اطلاعي ندارند و با فقه اسلام آشنا نيستند. نتيجه آن كه نهضت به اصطلاح آزادي و افراد آن چون موجب گمراهي بسياي از كساني كه بي اطلاع از مقاصد شوم آن هستند ميگردند بايد با آنها برخورد قاطعانه شود و نبايد به رسميت شناخته شوند " (صحيفه نور، ج 22 ص 384)
8-با سهم خواهان احزاب و گروههاي سياسي چه ميكنيد؟ آيا با قدرت و شجاعت دست رد به سينه آنها ميزنيد يا ترجيح ميدهيد بدون ايجاد تنش با آنها مسالمت آميز برخورد كنيد. گفتهها و كردار شما در ماه هاي اخير حكايت از مورد دوم دارد اينكه ميخواهيد همه را از خود راضي نگه داريد و در اين ميان حتي با گروهك غير قانوني نهضت آزادي، فمنيست ها، سازمان مجاهدين انقلاب كه پس از صدور بيانيه در حمايت از توهين كنندگان به مقدسات ديني، از سوي جامعه مدرسين حوزه علميه قم نامشروع خوانده شد، روابط گرم و صميمانه برقرار كرده ايد.
9-چگونه اين روزها دم از قانون گرايي ميزنيد؟ شايد بهتر باشد 600 مورد تخلف دولت شما را در دور اول نخست وزيريتان از قانون اساسي برايتان يادآوري كنيم. و يا حتي سكوت شما كه در واقع مهر تاييدي بر قانون شكني هشت ساله دوستان اصلاحطلبتان بود را به يادتان بياوريم. آقاي مهندس موسوي، شاهد آن هستيم ،افرادي كه روزگاري ياران غار آقاي خاتمي بودند اكنون به دور شيريني به نام مير حسين موسوي جمع شدهاند، حتما به ياد داريد كه همينها بودند كه بعد از پيروزي آقاي خاتمي نه تنها سيرآب از قدرت نشدند بلكه از خاتمي عبور كردند، به راستي ميخواهيد پايههاي دولت خود را در باتلاق اين افراد امتحان پس داده بنا كنيد؟ شما در جايي گفته بوديد كه "من سوار اسبي نميشوم كه خاتمي از آن پياده شده و هر كس ديگري هم قبلاً سوار آن شده عاقبت به خير نشده است "اما در عمل چيز ديگري مشاهده ميشود.
10-شنيدهايم كه شما در اين ميان با بعضي از افراد تندروي جريان فمنيسم ديدار داشتهايد! افرادي كه سركردهشان شيرين عبادي و نهايت آمال و آرزويشان براي احقاق حقوق زنان، پيوستن جمهوري اسلامي ايران به كنوانسيون رفع كليه تبعيض عليه زنان است كه حداقل 97 مورد اشكال فقهي و قانوني به آن وارد شده است. بماند كه تا چه حد با عرف و فرهنگ ما متضاد است و شان اين نامه بالاتر از اين است كه به تك تك مصاديق آن اشاره شود. البته مطمئنا شخصي در جايگاه شما بدون شناخت كافي در جلسه با چنين افرادي حاضر نميشود و نيز بهتر ميدانيد كه به هنگام انتخابات ديدارها و جلسات افراد معناي خاص خود را ميدهد. گرچه اعلام حمايت شما نيز جاي ابهامي باقي نميگذارد. جناب آقاي موسوي!دراين خصوص براي روشن شدن اذهان عمومي چه توضيحي داريد؟ افكار و آراي آنها نزد نخست وزير سابق جمهوري اسلامي و مدعي پيروي از خط امام (ره) امروز چه جايگاهي دارد كه منجر به چنين جلسه و نتيجهاي شده است؟همان آرا و عقايدي كه ميرفت تا ارزشهاي زن مسلمان رابه ضد ارزشهاي غرب بفروشد.

