از قديم به ما ياد داده بودند كه دروغ سر منشاء فساد است.وقتي پنهان كاري بكني و لاجرم دروغ بگويي
قاعدتا براي حفظ اين موضع به تظاهر و ريا هم آلوده خواهي شد.البته اين مطلب من ممكن است بعضي ها
را ناراحت كند،ولي مگر شرعا متعهد نيستيم كه با همديگر رو راست باشيم و اين تمرين صداقت را بايد از
همين جا شروع بكنيم و نگران نباشيم كه با اين حرفها دلخوري عده اي را باعث شده
ايم.ضمن اين كه هر خطايي استثنائي هم دارد.از دردناكترين عواقب ريا كاري عدم
دسترسي به اعداد وارقام و شاخص هايي است كه مخصوصا در دنياي امروز بدون اين
آمار و اطلاعات نمي توان آجر را روي آجر قرار داد.شما در حالي
كه ميزان مقبوليت يك گروه،يك جمع،يك دولت،يك حكومت را به درستي نمي توانيد
تخمين بزنيد،چگونه مي توانيد روي تصميم گيريهاي همين جمع نظام مند يا دولت و
نتايج پيش بيني شده آن حساب باز كنيد؟اهل گزارش و آمار و اطلاعات مكتوب و مهر
وامضا دار و خوانا كه نيستيم،از ظاهر لباس پوشيدنمان و اصلاح سرو صورتمان هم
نمي گذاريم كسي بفهمد چكاره ايم.پس برنامه ريزانمان،اگر فرض را بر اين بگذاريم
كه حتي از نظر تخصص برنامه ريزي و مديريت از والاترين متخصص ها هستند،چگونه بر مبناي اين
ارقام غلطي كه در دست دارند مي توانند برنامه ريزي كنند.
جالبتر اينكه وقتي در يك شهري يك مدير اجرائي و برنامه ريز براي عمل به تعهدات خويش نيازبه آمار
واقعي داشته باشد ولي در كمال تعجب از تحويل آن به عنواين مختلف استنكاف ورزند.به راستي اسم اين عمل را چه میتوان نهاد؟
البته به زعم اكثر كارشناسان امر تمام مصائب اين امر، بر مسند كار ماندن مديران كم توان و بي كفايت
مي باشد كه موجبات تبديل مجموعه تحت سرپرستي آن مدير به گلوگاه نا اميد كننده تجلي عملي برنامه هاي
دولت خواهد شد.حال بر اين معقوله تزوير و ريا كاري را نيز بيفزائيد.به راستي چه گوهر نايابي است صداقت و چه مروارید بی بدیلی است رو راست بودن.
.
كوتاه سخن اينكه بيائيد همه با همديگر رو راست باشيم و به جاي متهم كردن يكديگر
با تكيه بر صفات نيك و پسنديده انساني،اسلامي براي ساختن جامعه اي مبتني بر
قوانين و تعاليم اسلام ناب محمدي دست همديگر را به اخلاص و صداقت
بفشاريم.انشاا....


