تبليغاتX
وفاق
محاکمه کارادزیچ و افشای چهره پنهان آمریکا


محمد شاکربای وزیر خارجه سابق بوسنی گفت، آمریکا از ترس افشای خیانتهای خود به مردم بوسنی و سازمان ملل از محاکمه کارادزیچ نگران است.

شاکربای گفت، شواهدی در دست است که آمریکا در زمان جنگ داخلی بوسنی به کارادزیچ برای حمله به صربرنیتسا چراغ سبز نشان داده است.

وی افزود از آنجا که در آن زمان شهر صربرنیتسا تحت حفاظت سازمان ملل و ناتو بود، در واقع آمریکا به این دو نهاد نیز خیانت کرده است و کاملا طبیعی است که نخواهد کارادزیچ محاکمه شود.

کارادزیچ رهبر صربهای بوسنی هم اکنون در دادگاه بین المللی جنایات جنگی یوگسلاوی((ICTY در لاهه و با اتهام پاکسازی قومی در دهه 90 در حال محاکمه است.

در جلسات قبلی کارادزیچ در اعتراض به محاکمه خود ادعا کرد، آمریکا به او قول داده بود که اگر از انظار پنهان شود، هرگز محاکمه نخواهد شد. دختر کارادزیچ نیز با طرح همین ادعا گفته بود مستنداتی برای اثبات این توافقها وجود دارد.

به گفته اندرو کیلی(Andrew Cayley) وکیل سابق دادگاه جنایات بین المللی، مقامات آمریکایی تایید کرده اند که در جولای 1996 با کارادزیچ توافق کرده اند از رهبری حزب و ریاست جمهوری کناره گیرد و پنهان شود. با این حال آمریکاییها تاکنون این ادعا را رد کرده اند که ریچارد هالبروک که در واقع مامور انجام این مذاکرات بوده به کارادزیچ مصونیت از تعقیب دادگاه بین المللی جنایات جنگی را اعطا کرده باشد.


محمد شاکربای همچنین گفت، مرگ میلوشوویچ رییس جمهور سابق صربستان در زمانی که رسیدگی به پرونده او همچنان ادامه داشت سبب شد، نقش بلگراد در جنایات بوسنی و همچنین همکاری کشورهای غربی با او مشخص نشود که این برای مردم بوسنی بدشانسی بزرگی بود.

وی با اشاره به کوتاهی های انجام گرفته در درمان میلوشوویچ افزود، به دلیل اهمیت افشای اسرار کاردزیچ در طول محاکمه، زندگی او هم در خطر است و باید از او بصورت ویژه مراقبت شود.

شاکربای همچنین با نقد سیاستهای کنونی واشنگتن در بالکان گفت، آمریکا ادعا می کند مایل است، ارزشهای آمریکائی در بوسنی حاکم شود، اما اکنون در واقع نوعی از آپارتاید بر این کشور حاکم شده است و صربها و مسلمانان روابط خوبی با یکدیگر ندارند.

+ نوشته شده توسط ذکریا خیری در دوشنبه 21 مرداد1387 و ساعت 21:42 |
ژنرال لبنانی: ایران هرگز آغازگر جنگ نخواهد بود

یک کارشناس نظامی می گوید ایران هرگز جنگی را علیه اسرائیل آغاز نخواهد کرد بلکه این اسرائیل است که به احتمال زیاد به ایران حمله می کند.

حشام جابر، ژنرال بازنشسته لبنانی، بااعلام این مطلب افزود دولت آمریکا با حمله به ایران مخالف است اما ممکن است اسرائیل با تجاوز به ایران در چند ماه آینده، آمریکا را مقابل عمل انجام شده قرار دهد.

به عقیده این افسر لبنانی، رژیم صهیونیستی به خوبی می داند که هرگونه حمله به ایران تمام منطقه را به آتش خواهد کشید.

وی افزود اسرائیل در حملات هوایی خود فقط می تواند بیست درصد توان رزمی ایران را از بین ببرد ولی از موشکهای ایران و حزب الله در امان نخواهد ماند.

آمریکا و متحدانش، ایران را به تولید سلاح هسته ای متهم می کنند، اما بازرسان آژانس بین المللی انرژی اتمی تاکنون دلیلی مبنی بر نظامی بودن برنامه هسته ای ایران نیافته اند.
این درحالی است که سیاستمداران تندروی صهیونیست، در چند ماه اخیر، فشارها را بر واشنگتن افزایش داده اند تا این کشور را به جنگ با ایران وادار کنند.

مقامات آمریکایی، به این درخواستهای رژیم صهیونیستی به سردی پاسخ داده و تلویحی این موضوع را مطرح کرده اند با توجه به درگیری در عراق و افغانستان، به آغاز جنگی دیگر درمنطقه میلی ندارند.

+ نوشته شده توسط ذکریا خیری در دوشنبه 21 مرداد1387 و ساعت 21:36 |
 

 در دوره اي حتي مدرك تحصيلي ايشان را زير سوال بردند و گفتند ليسانس هاشمي قلابي است . مگر ايشان نياز به اين كاغذ پاره ها دارد ؟ و مگر براي خدمت گزاري نياز به اين كاغذ پاره هاست ؟ 


 رئيس جمهور در مراسم معارفه وزير كشور در محل وزارت كشور ضمن تقدير از سيد مهدي هاشمي سرپرست اين وزارت خانه گفت : سيد مهدي هاشمي جانباز نظام است و چه در صحنه دفاع مقدس و چه در صحنه خدمتگزاري به ملت ايران از جان مايه گذاشته است .
رئيس جمهور همچنين گفت : بارها شد در ايام خدمت ايشان در شهرداري ايشان خون بالا مي آورد اما صحنه خدمت را ترك نكرد .

ايشان همچنين ضمن انتقاد از برخي تخريب ها نسبت به ايشان گفت : در دوره اي حتي مدرك تحصيلي ايشان را زير سوال بردند و گفتند ليسانس هاشمي قلابي است . مگر ايشان نياز به اين كاغذ پاره ها دارد ؟ و مگر براي خدمت گزاري نياز به اين كاغذ پاره هاست ؟

وزارت كشور براي فتح قله هاي موفقيت به پيش بتازد

رئيس جمهور در مراسم معارفه وزير كشوردر خصوص تجميع ساختار اداري گفت : وزارت كشور به حق مهمترين وزارت خانه كشور است و تعريف آن فقط يك وزارت خانه نيست . وزارت كشور در دور ترين نقاط كشور نفوذ و تاثير گذاري دارد .

ايشان همچنين ضمن انتقاد از گستردگي سيستم اداري گفت : اين عرف سيستمي صحيح نيست كه بگوييم  هر جا بخشداري شد چند اداره ايجاد كند و يا با ارتقاء به فرمانداري ساختار گسترده تر شود و بالاخره استانداري سيستم را به حد اعلي برساند . در چنين حالتي يك نفر بايد خود اين سيستم را كنترل كند .

ايشان ضمن تقدير از بخشداران و فرمانداراني كه با مديريت و جديت فعاليت مي نمايند گفت : با يك مدير مي شود ساختار اداري را متمركز كرد براي مثال يك فرماندار قدرتمند مي تواند  همه ادارات شهرستان را هم  در يك فرمانداري تجميع كند .

توصيه هاي رئيس جمهور به كارشناسان وزارت كشور

دكتر احمدي نژاد در مراسم توديع سيد مهدي هاشمي و معارفه علي كردان وزير كشور گفت : من چد توصيه به پرسنل وزارت كشور دارم ، يكي اينكه قدر موقعيتي كه در آن هستيد و زماني را كه سپري مي كنيد بدانيد ، چون ما كنون در بهترين مقطع تاريخ در حال حيات هستيم و خدمتگزاري در پايين ترين سطوح در جمهوري اسلامي ايران بر پادشاهي بزرگترين امپراطوري هاي جهان شرف دارد .

ايشان همدلي را دومين توصيه خود به كارشناسان وزارت كشور اعلام كرد و بيان داشت بدون همدلي خود وزارت كشور هم موفق نخواهد بود .
رئيس جمهور يكي از مهمترين وظايف وزارت كشور را ايجاد نشاط سياسي در كشور دانست و اعلام كرد كارشناسان وزارت كشور در سطوح مختلف براي ايجاد شور سياسي برنامه ريزي نمايند .

دكتر احمدي نژاد در مراسم معارفه علي كردان وزير كشور به مزاح گفت : پرسنل وزارت كشور نسبت به چهره آقاي كردان نگران نباشند ، ايشان برخلاف چهره جدي ، بسيار رئوف و مهربان هستند .

همچنين ايشان از علي كردان خواست همانگونه كه در طي سي سال انقلاب در خدمت نظام بوده است با جديت بيشتري سنگرهاي خدمتگزاري را حفظ نمايد .

+ نوشته شده توسط ذکریا خیری در دوشنبه 21 مرداد1387 و ساعت 21:26 |
رئيس‌جمهور در جمع علما افشا كرد:
 
شكست نقشه آمريكا براي ربودن احمدي نژاد در عراق
 
در اين جلسه كه قريب به اتفاق اعضاي جامعه مدرسين حوزه عليمه قم حضور داشتند، رئيس‌جمهور در
 
بخش ديگري از سخنانش گفت: در سال گذشته و امسال، بوش دو مرتبه تصميم جدي گرفته تا به ايران
 
حمله كند، اما با مخالفت فرماندهان نظامي اين كشور از اين اقدام بازمانده است.
 
رئيس جمهور كشورمان در نشست امروز اعضاي جامعه مدرسين حوزه علميه قم شكست نقشه آمريكا
 
براي ربودن خود در عراق و انتقالش به آمريكا را افشا كرد.
 
به گفته يكي از علماي حاضر در جلسه، دكتر احمدي‌نژاد، افزود: همزمان با سفر من به عراق،
 
آمريكايي‌ها قصد داشتند در يك برنامه حساب‌شده مرا ربوده و به آمريكا منتقل كنند تا با بهانه‌جويي در
 
مساله تروريسم براي بازگرداندنم، از جمهوري اسلامي باج‌خواهي كنند.

وي ادامه داد: با اين حال به لطف الهي چند تغيير انجام‌شده در برنامه اين سفر، نقشه آنها را بر هم زد و
 
آنان زماني حيرت‌زده از اين امر مطلع شدند كه من در آسمان عراق در حال بازگشت به ايران بودم. اين در
 
حالي بود كه ما حتي به منطقه سبز كه امن‌ترين منطقه بغداد است هم نرفتيم. جالب انكه حتي بوش
 
رئيس‌جمهور آمريكا تاكنون هم در عراق شب را به صبح نرسانده است. 
 
در اين جلسه كه قريب به اتفاق اعضاي جامعه مدرسين حوزه عليمه قم و برخي مدعوين آن حضور
 
داشتند، رئيس جمهور در بخش ديگري از سخنانش گفت: در سال گذشته و امسال، بوش دو مرتبه
 
تصميم جدي گرفته تا به ايران حمله كند اما با مخالفت فرماندهان نظامي اين كشور از اين اقدام بازمانده
 
است.

وي با اشاره به اينكه تعرض به ايران به عقده بوش  تبديل شده، گفت: وي حتي به مشاوران خود
 
پيشنهاد كرده تا صرفا به يك يا دو شهر ايران حمله شود و پس از مخالفت آنها خواستار شكستن ديوار
 
صوتي ايران شده و هر بار مشاوران وي و فرماندهان نظامي تاكيد كرده‌اند هرگونه تعرض به ايران، جهنمي
 
را به وجود مي‌آورد و اين بر خلاف مصالح آمريكاست.
 
وي تاكيد كرد: انشاءالله به فضل الهي مقامات آمريكا اين آرزو را به گور خواهند برد. 
+ نوشته شده توسط ذکریا خیری در پنجشنبه 30 خرداد1387 و ساعت 21:45 |
شگفتي آسمان از رفتار امت محمد(ص) با فاطمه(س)
يكي گفت: نشد، اينطور نمى شود، نبش قبر خواهيم كرد، همه قبرها را خواهيم شكافت، جنازه دختر پيامبر را پيدا خواهيم كرد و دوباره... خبر به على رسيد. همان على كه تو گاهى از حلم و سكوت و صبورى اش در شگفت و گاهى گلايه مند مى شدى ، از جا برخاست، همان قباى زرد رزمش را بر تن كرد، همان پيشانى‌بند جهاد را بر پيشانى بست، شمشيرى را كه به مصلحت در غلاف فشرده بود، بيرون كشيد و به سمت بقيع راه افتاد.
ابتداى خلقتم چشم انتظار آمدنت بودم. خدا مرا كه مى آفريد و زمين و خورشيد و ماه و بر و بحر را، اعلام كرد كه آفرينش شما، آفرينش همه چيز به طفيلى آفرينش پنج تن است كه محور آن پنج تن، زهراست.

يا مَلائِكَتى وَ سُكّانَ سَماواتى اعْلَمُوا اَنّى ما خَلَقْتَ سَماءً مَبْنيّه وَ لا اَرْضاً مَدْحيّه وَ لا قَمَراً مُنيراً وَ لا شَمْساً مُضيئه وَ لا فلكاً يَدُور وَ لا بَحْراً يَجْرى وَ لا فَلَكاً يَسْرى اَلّا فى مَحَبّة هوُلاءِ الْخَمْسه.

اگر به خاطر اينها نبود، من دست به كار خلقت نمى شدم، آفرينش را رقم نمى زدم، بر اندام عدم لباس هستى نمى پوشاندم.

اگر به خاطر اين پنج تن نبود، آفرينش به تكوينش نمى ارزيد.

اين پنج تن عبارتند از فاطمه و پدر او، فاطمه و شوى او و فاطمه و پسران او.

نه تنها من آسمان، كه خورشيد و ماه نيز، كه ستارگان و افلاك نيز، كه بر و بحر نيز چشم انتظار آمدنت بودند.

همه غرق اين سؤال و مات اين كنجكاوى بوديم كه اين فاطمه كيست كه اينقدر عزيز خداوند است و حتى حساب و كتاب خدواند بسته به شاهين محبت و رضايت اوست. و قتى آدم از بهشت قرب رانده شد و به زمين فراق هبوط كرد، شما تنها وسيله نجات او شديد و نامهاى شما، اسماء حسناى سوگندنامه او. و ما بيش از پيش قدر منزلت شما را در پيش خداوند دريافتيم و به همان ميزان متحيرتر و مبهوت تر شديم در شكوه و عظمت وجود شما. و قتى نوح در پس آن و انفساى طوفان و سيل، با استعانت از نام شما بر خشكى فرود آمد همه يكصدا گفتيم رازى است به سنگينى خلقت و رمزى به پيچيدگى آفرينش در اين نامهاى مبارك، اما چه راز و رمزى؟!

اين انتظار، قرن به قرن، سال به سال، ماه به ماه، روز به روز و لحظه به لحظه گسترش يافت و در بستر آن، سوالى غريب شروع به رشد و نمو كرد تا آنجا كه اين سئوال و انتظار پا به پاى هم، دست به كار سوزاندن جان و مچاله كردن دل شدند.

سؤال اين بود كه:

اين فاطمه با اين شخصيت، با اين عظمت، با اين جلال و جبروت، با اين قرب و منزلت وقتى پا به عرصه زمين بگذارد، چه خواهد شد؟ چه طوفانى به وقوع خواهد پيوست، چه معجزه اى رخ خواهد شد؟ چه طوفانى به وقوع خواهد پيوست، چه معجزه اى رخ خواهد داد و خلايق او چگونه برخورد خواهند كرد؟!

مساله، مساله كوچكى نبود، خلايق هميشه بر روى زمين به دنبال خدايى ملموس و محسوس مى گشتند، بت را نه به اين دليل مى ساختند و مى پرستيدند كه او را خدا مى دانستند، بت را مى خواستند به عنوان جلوه اى محسوس از خدا بر روى زمين، بت ها را به عنوان شفعائى در نزد خدا تصور مى كردند. آنها را واسطه ميان خود و خدا مى پنداشتند.

به بت مى گفتند آنچه را كه از خدا مى خواستند، طلب باران، طلب بخشش، طلب وسعت، طلب... مى خواستند مجرايى باشد كه همه خواسته ها و طلب ها، از آن طريق مطمئن، به سوى خدا صعود كند.

بت ها تجسم كاذب اين نياز بودند و خدا مى خواست كسانى را به زمين هديه كند كه تجسم صادق اين درخواست باشند. محبوبى ملموس و محسوس باشند، دستگير مردم باشند براى رفتن به سوى او و خلاصه، چيزى باشند ميان مردم و خدا، برتر از مردم، پايين تر از خدا. و تو اى فاطمه و پدر و شوى و فرزندان تو چنين بوديد. و َ لَها جَلالٌ لَيْسَ فَوْقَ جَلالُها اِلّا جَلالُ اللَّه جَلَّ جَلالُه وَ لَها نَوالٌ لَيْسَ فَوْقَ نَوالِها اِلّا نَوالُ اللَّهَ عَمَّ نَواله.

فاطمه را جلال و جبروت و عظمتى است كه برتر از او هيچ جلالى نيست مگر جلال خداوند جل جلاله و هم او را بخشش و عطا و كرمى است كه بتر از او هيچ نوال و كرامتى نيست مگر نوال خداوند، عم نواله.

پس ما حق داشتيم چشم انتظار آمدن شما و كنجكاو كيفيت برخورد مردم با شما باشيم. و قتى پدرت زمين را به تولد خود مزين كرد، من از ميان تمام خلايق، نگاه و چشم توجهم فقط به او شد.

هرگاه آفتاب، جسم لطيفش را مى آزرد، ابرى را سايبان او مى ساختم. هر گاه سرما آزارش مى داد، شعله خورشيد را زياد مى كردم ، اگر شبانه راه مى پيمود، دامن مهتاب را پيش رويش مى گستردم و فانوس ستاره را نزديكتر مى بردم كه مبادا سنگى پاى رسالتش را بيازارد.

اما... اما من يكى كه در خود شكستم وقتى ديدم با او به قدر او رفتار نمى شود، و نه به منزلت او كه حتى به شان يك انسان عادى و معمولى هم با او برخورد نمى شود. انسان معمولى تمسخر نمى گردد، متهم به جنون نمى شود، با او كينه و عداوت و دشمنى نمى ورزند، اما با او كردند.

او را ساحر و مجنون خواندند، با او دشمنى ورزيدند، با ا و جنگيدند، بر سر او خاكستر كينه ريختند. پيشانى اش را آزردند. داندانش را شكستند، محصور شعب ابى طالبش كردند و... و من... من آسمان، من بى جان، من سايه بان، من ديده بان، خون دل مى خوردم و در خود مچاله مى شدم، وقتى كه مى ديدم با مقصود خلقت، با مخاطب «لَوْلاكَ لَما خَلَقْتُ الْاَفْلاك»، با رمز «انّى اَعْلَمُ مالا تَعْلَمُون»، با آدم تمام، با انسان كامل، با عقل كل، اينچنين جاهلانه و كافرانه بر خورد مى شود. و ... بعد از او با تو، دردانه خداوند.

من تصور مى كردم وقتى شما بيائيد، خلايق شما را بر سر دست خواهند گرفت، بر روى چشم خواهند گذاشت، دلهايشان را منزل محبت شما خواهند كرد، بر سايه تان سجود خواهند برد، از بوى حضور شما مست خواهند شد، خاك پايتان را توتياى چشم خواهند كرد، كمر خواهند بست به خدمت شما، چشم خواهند دوخت به لب هاى شما تا فرمان را نيامده بر چشم بگذارند و خواسته را نگفته اجابت كنند.همه مقيم كوى شما خواهند شد و دنبال وسيله براى تقرب خواهند گشت.

من كه ديده بودم يك نفر با خاك پاى ماديان جبرئيل، دست در كار خلقت برد، خيال مى كردم خلايق از گرد پاى شما بال خواهند ساخت، از من خواهند گذشت و به معراج خواهند رفت.

چه سفيه بودند اين خلايق، چه نادان بودند اين مردم! چه مى خواستند كه در محضر شما نمى يافتند؟! چه مى جستند كه در شما پيدا نمى كردند؟! دنيا مى خواستند شما بوديد، آخرت مى خواستند شما بوديد، معرفت مى خواستند شما بوديد. علم مى خواستند شما بوديد، معرفت مى خواستند شما بوديد، بهشت مى خواستند شما بوديد، حتى اگر مال و منال و شهرت و قدرت مى خواستند، باز مخزن و گنجينه اش در دست شما بود.

چرا جفا كردند؟! چرا سر برتافتند؟! چرا عصيان كردند؟ به كجا مى خواستند بروند؟! چه مى شد اگر ابوجهل و ابولهب و... هم، راه ابوذر را مى رفتند؟! من و كل كائنات، موظف شديم ، سلمان را به خاطر ارادتش به شما خدمت كنيم. گرامى بداريم، عزيز بشمريم، چه مى شد اگر بقيه هم پا جاى پاى سلمان مى گذاشتند. پا جاى پاى سلمان نگذاشتند، ولى چرا دشمنى كردند؟ چرا كينه ورزيدند، چرا رذالت كردند؟ من كه از ابتداى خلقت، عشقم به اين بود كه آسمان مدينه بشوم، گاهى از شدت خشم به خود مى لرزيدم، صداى سايش دندانهايم را اگر گوش هوشى بود، به يقين مى شنيد، گاهى تاسف مى خوردم، گاهى حسرت مى كشيدم، گاهى گريه مى كردم، گاهى كبود مى شدم، گاهى اشك مى ريختم، گاهى ضجه مى زدم، گاهى خون مى خوردم و گاهى خود را ملامت مى كردم، من از كجا مى دانستم كه بايد شاهد اينهمه مصيبت باشم؟!

من سوختم وقتى در خانه خدا، در خانه قرآن، در خانه نجات، در خانه تو به آتش كشيده شد.

من در خود شكستم وقتى در بر پهلوى تو شكسته شد. وقتى تو فضه را صدا زدى، انسانيت از جنين هستى سقوط كرد. خون جلوى چشمان مرا گرفت وقتى گل ميخ هاى در، از سينه تو خونين و شرم آگين درآمد.

من از خشم كبود شدم وقتى تازيانه بر بازوى تو فرود آمد.من معطل و بى فلسفه ماندم وقتى زمين ملك تو غصب شد.

اشك در چشمان من حلقه زد وقتى سيلى با صورت تو آشنا شد.

من به بن بست رسيدم وقتى اهانت و توهين به خانه تو راه يافت. و ... بند دلم و رشته اميدم پاره شد وقتى آوند حيات تو قطع شد.

ديشب كه على تو را غسل مى داد، وقتى اشك هاى جانسوز او را ديدم، وقتى ضجه هاى حسن و حسين را شنيدم، وقتى مو پريشان كردن و صورت خراشيدن زينب و ام كلثوم را ديدم، ديگر تاب نياوردم، نه من، كه كائنات بى تاب شد و چيزى نمانده بود كه من فرو بريزم و زمين از هم بپاشد و كائنات سقوط كند.

تنها يك چيز، آفرينش را بر جا نگاه داشت، و آن تكيه على بود بر عمود خيمه، ستون خانه تو.

على سرش را گذاشته بود بر ديوار خانه تو و زار زار مى گريست.

اين اگر چه اوج بى تابى على بود اما به آفرينش، آرامش بخشيد و كائنات را استقرار داد.

چه شبى بود ديشب! سنگينى بار مصيبت ديشب تا آخرين لحظه حيات، بر پشت من سنگينى مى كند. همچنانكه اين قهر بزرگوارانه تو كمر تاريخ را مى شكند.

از على خواستى- مظلومانه و متواضعانه- كه ترا شبانه دفن كند و مقبره ات را از چشم همگان مخفى بدارد.

مى خواستى به دشمنانت بگويى دود اين آتش ظلمى كه شما برافروخته ايد، نه فقط به چشم شما كه به چشم تاريخ مى رود و انسانيت، تا روز حشر از مزار دردانه خدا، محروم مى ماند. چه سند مظلوميت جاودانه اى! و چه انتقام كريمانه اى!

دل من به راستى خنك شد وقتى كه صبح، دشمنان تو با چهل قبر مشابه در بقيع مواجه شدند و نتوانستند بفهمند كه مدفن دختر پيامبر كجاست.

من شاهد بودم كه در زمان حياتت آمدند براى دغلكارى و نيرنگ بازى، اما تو مجال ندادى و آنها باقى مكر و سياست را گذاشته بودند براى بعد از وفات و تو آن نقشه را هم نقش بر آب كردى.

اما هميشه خشك و تر با هم مى سوزند، مومنان و مريدان آينده ات نيز اشك حسرت خواهند ريخت، گم كرده خواهند داشت و در فراق مزار تو خواهند گداخت.

چهل قبر مشابه! چهل قبر همسان! و انسانها بعضى واله و سرگشته، برخى متعجب و حيران، عده اى مغبون و شكست خورده، گروهى از خشم و غضب، كف به لب آورده و معدودى از خواب پريده و هشيار شده.

يكي گفت:
- نشد، اينطور نمى شود، نبش قبر خواهيم كرد، همه قبرها را خواهيم شكافت، جنازه دختر پيامبر را پيدا خواهيم كرد، بر او نماز خواهيم خواند و دوباره... خبر به على رسيد. همان على كه تو گاهى از حلم و سكوت و صبورى اش در شگفت و گاهى گلايه مند مى شدى ، از جا برخاست، همان قباى زرد رزمش را بر تن كرد، همان پيشانى بند جهاد را بر پيشانى بست، شمشيرى را كه به مصلحت در غلاف فشرده بود، بيرون كشيد و به سمت بقيع راه افتاد.

تو به يقين ديدى و بر خود باليدى اما كاش بر روى زمين بودى و مى ديدى كه چگونه زمين از صلابت گامهاى على مى لرزد. و قتى به بقيع رسيد، بر بالاى بلندى ايستاد- صورتش از خشم، گداخته و رگهاى گردنش متورم شده بود- فرياد كشيد:

- واى اگر دست كسى به اين قبرها بخورد، همه تان را از لب تيغ خواهم گذارند.

او گفت:

- اى ابوالحسين بخدا نبش قبر خواهيم كرد و بر جنازه فاطمه نماز خواهيم خواند. على از بلندى حلم فرود آمد، دست در كمربند او برد، او را از جا كند و بر زمين افكند، پا بر سينه اش نهاد و گفت:

- يا بن السوداء! اگر ديدى از حقم صرف نظر كردم، از مثل تو نترسيدم، ترسيدم كه مردم از اصل دين برگردند، مامور به سكوت بودم ، اما در مورد قبر و وصيت فاطمه نه، سكوت نمى كنم، قسم بخدايى كه جان على در دست اوست، اگر دستى به سوى قبرها دراز شود، آن دست به بدن باز نخواهد گشت، زمين را از خونتان رنگين مى كنم.

او به التماس افتاد و ديگري گفت:

اى ابوالحسن ترا به حق خدا و پيامبرش از او دست بردار، ما كارى كه تو نپسندى نمى كنيم.

على، شوى باصلابت تو رهايشان كرد و آنها سر افكنده به لانه هايشان برگشتند و كودكانى كه در آنجا بودند چيزهايى را فهميدند كه پيش از آن نمى دانستند... راستى اين صدا، صداى پاى على است. آرام و متين اما خسته و غمگين. از اين پس على فقط در محمل شب با تو راز و نياز مى كند.

من لب ببندم از سخن گفتن تا على بال بگشايد بر روى مزار تو.

اين تو و اين على و اين نگاه هميشه مشتاق من...
+ نوشته شده توسط ذکریا خیری در شنبه 18 خرداد1387 و ساعت 14:33 |
با حکم ديوان عدالت مشخص شد:
 
کم‌فروشي به ميليون‌ها کارمند دولت و سکوت مجلس!
 
با صدور حکم ديوان عدالت اداري مشخص شد در سال 86، دولت دستمزد ميليون‌ها کارمند خود را کمتر
 
از آنچه قانون مشخص کرده، پرداخته و مجلس نيز به جاي تذکر درباره اين اقدام، سکوت اختيار کرده
 
است!

 روز گذشته ديوان عدالت اداري برخي بندهاي مصوبه دولت درباره ضريب افزايش حقوق كاركنان و
 
بازنشستگان دولت را ابطال كرد؛ مصوبه‌اي براي مدت دوازده ماه تمام در سال 86 اجرايي شد.

بنا بر ماده 150 برنامه چهارم توسعه «دولت موظف است حقوق كاركنان و بازنشستگان دولت را طي
 
برنامه چهارم و در ابتداي هر سال براي تمامي رشته‌هاي شغلي متناسب با نرخ تورم افزايش دهد»، اما
 
دولت در سال 86 تنها به ميزان 5 درصد حقوق كاركنان خود را افزايش داد، در حالي كه بانك مركزي
 
جمهوري اسلامي نرخ تورم سال 85 را كه مبناي اعمال ضريب افزايش حقوق كاركنان دولت در سال 86
 
بوده، 13 درصد اعلام كرده است. هرچند مركز پژوهش‌هاي مجلس شوراي اسلامي نرخ تورم اعلامي
 
بانك مركزي را اشتباه و غيرواقعي دانست و اين نرخ را بيش از 22 درصد اعلام كرد.

به هر حال اكنون دولت بر اساس مصوبه غيرقانوني خود، حقوق دوازده ماه كاركنان خود را پرداخت كرده و
 
جالب آن‌كه مجلس شوراي اسلامي و به ويژه رئيس مجلس ـ كه مسئول تطبيق مصوبات دولت با قوانين
 
است ـ در برابر اين عمل غيرقانوني چشم فرو بسته و نه تنها اقدام قانوني براي ابطال و جلوگيري از اجراي
 
آن نكردند كه حتي تذكر مؤثري هم به دولت همسوي خود ندادند و سكوت اختيار كردند.
اين در حالي است که برنامه چهارم توسعه مصوبه مجلس هفتم است كه در آغاز تشكيل در سال 83 به
 
بررسي و تصويب آن پرداخت.

اكنون نيز با گذشت يك ماه و نيم از سال 87، دولت ميزان افزايش حقوق كاركنان و بازنشستگان خود را
 
اعلام نكرده است. هرچند در فروردين ماه برخي اين رقم را به نقل از دولت 6 درصد اعلام كردند که اما
 
انتقادهايي را به دنبال داشت دولت ناگزير اعلام كرد هنوز تصميمي در اين باره نگرفته است.
هم‌اكنون دولت موظف به اصلاح مصوبه باطل شده خود است تا متناسب با نرخ تورم سال 86 نسبت به
 
پرداخت مابه‌التفاوت حقوق كاركنان و بازنشستگان خود اقدام كند اما با توجه به بسته شدن بودجه 87،
 
محل تأمين اين هزينه خود بحثي جدي است كه احتمالا نياز به مصوبه‌اي جديد دارد، البته در صورتي كه
 
دولت تصميم به پرداخت سهام عدالت به جاي حقوق معوقه كاركنان در سال 86 نكند؛ همان اقدامي كه
 
براي پرداخت سنوات پايان كار كاركنان كرده است!

به هر روي، دولت موظف به اجراي برنامه چهارم توسعه و قانون است، هرچند انتقادهايي نسبت به
 
برخي مفاد و مواد آن داشته باشد، بنابراين، تا زماني که نسبت به اصلاح آن از مجاري قانوني اقدامي
 
نكرده، ملزم به اجراي آن است. مجلس شوراي اسلامي نيز بايد هم از بعد قانونگذاري و هم از بعد
 
نظارتي خود بر اجراي قوانين، به وظيفه محوله خود بپردازد و آنچه روابط بين قوا را مستحكم مي‌كند،
 
اجراي درست قانون است.
+ نوشته شده توسط ذکریا خیری در چهارشنبه 18 اردیبهشت1387 و ساعت 19:39 |
دانش سكوت 30 ماهه را شكست
يك بار نامه آوردند كه كليه مديران شعب خارجي بانك‌ها بايد بر كنار شوند كي؟ موقعي كه تحريم بانكي شروع شده بود!... در حال حاضر واردات سيگار كاملا آزاد است. 21 شركت واردات رسمي ايران را در اختيار دارند. چطور ممكن است فردي براي گرفتن مجوز واردات 5ميليارد حق حساب بدهد؟!...داستان بيمه ايران هم برنامه‌اي بود كه در نهايت همه مطلع شدند، اما موجبات تضعيف نظام بيمه‌اي كشور را فراهم كرد....در بازرسي رييس جمهور افرادي نفوذ كردند كه جزو ناراضي‌هاي دستگاه‌ها بودند. معاون اقتصادي بازرسي يك دامپزشك بود
 
داوود دانش جعفري در مراسم توديع خود، پس از حدود دو سال و نيم همكاري بدون سروصدا با دولت نهم، سكوت 30 ماهه خود را شكست و اين بار با صراحت از زبان يك همراه مشكلات همكاري با دولت نهم را بازگو كرد.

 وي با اشاره به ناملايمات دوران وزارت خود، ضمن دفاع از عملكردش به شرح موانع ايجادشده از سوي برخي عوامل در دولت پيش روي اقتصاد كلان كشور پرداخت.
 
وي افشاگريهاي مهمي عليه معاون صهيونيست وزارت دارايي آمريكا، بازرسي رياست جمهوري، رحيمي(رييس ديوان محاسبات)، جهرمي(وزير كار) و بالاخره شخص احمدي‌نژاد كرد.
 
دانش‌جعفري 14سال پيش، زماني كه معاون وزير جهاد سازندگي بود، پس از انتقاد به برخي اقدامات اقتصادي كه از سوي وزير وقت جهاد در دولت سازندگي سر زد، مورد غضب قرار  گرفت و بركنار شد.
 
در جلسه امروز نيز كه در غيبت رييس جمهور و با حضور داوودي، معاون اول او برگزار شد، او ناگفته‌هاي مهمي را براي ثبت در تاريخ بر ملا كرد. ناگفته‌هايي كه چه بسا در صورت حضور محمود احمدي‌‌نژاد در جلسه، بيان نمي‌شد. داوودي نيز ناگزير در يك سخنراني يك ساعته از عملكرد دولت دفاع كرد. همچنين با وجود آن كه رسانه‌ها او را دايي سرپرست تازه وزارت اقتصاد خوانده بودند، هرگونه رابطه فاميلي خود با صمصامي را تكذيب كرد.

متن كامل سخنان دانش جعفري در مراسم توديع وي از وزارت اقتصاد و دارايي را در ذيل مي‌خوانيد:
«معمول اين نوع جلسات اين است كه آمار عملكرد بدهيم. من به نظرم رسيد اين زحمت روتين را به روابط عمومي بدهيم و يا حداقل من خيلي مختصر در اين رابطه وارد شوم تا اين كه وقت بيشتري براي طرح مسائل مهم‌تر باشد.

مهمترين ويژگي عملكرد من اين بود كه در دوره‌اي مسئوليت پذيرفتم كه ناهمواري‌هاي بسياري براي انجام كار وجود داشت و خيلي از مسائل غير قابل پيش بيني بود:

اول ـ نسبت به تجربه‌ گذشته كشور و با آدم هايي كه تجارب خوبي داشتند نظر مثبتي وجود نداشت و حداقل اين بود كه با ابهام به آن نگريسته مي‌شد. اين در حالي بود كه هنوزم نقشه راه براي آينده مورد نظر نيز آماده نشده بود. بسياري از مفاهيم پذيرفته شده علم اقتصاد در دنياي امروز از قبيل تاثير نقدينگي بر تورم و يا چگونگي تقسيم كار مطلوب بين دولت و مردم زير سال بود. به برنامه‌ چهارم به عنوان سندي لازم الاتباع نگاه نمي‌شد اين در حالي بود كه هيچ تلاشي براي تغيير آن نيز نمي‌شد.

دوم ـ مسائل جنبي دست چندم كشور كه اصولا اهميت نداشتند در شرايطي، تبديل به مساله‌ دست اول كشور مي‌شدند. مثل تعيين ساعت كار بانك‌ها كه ماه‌ها ما را به خود مشغول كرد.

در مسائل جاري و اجرايي دستگاه‌هاي وابسته نيز ما همواره شاهد فعاليت گروه‌هاي فشار بوديم كه سعي مي‌كردند با اطلاع رساني غلط حركت امور را در جهت مورد نظر خود تغيير دهند.

در موارد زيادي پيامك‌هاي دسته جمعي قبل از رسيدن حكم به ما دريافت مي‌شد. در حالي كه در موارد زيادي به اقتصاد كشور آسيب مي‌رساندند.

سوم ـ دولت به دلايل متعدد با حوزه‌ پيراموني خودش دچار مساله مي‌شد و اين فضاي سنگين بر كار دستگاه‌هايي مثل وزارت امور اقتصادي و دارايي سايه افكنده بود. مسائلي كه هنوز هم بسياري از آنها حل نشده است.

ـ مشكل با مجلس.
ـ مشكل با مجمع تشخيص مصلحت.
ـ مشكل با اشخاص خاص.
ـ مشكل با روزنامه‌ها.
ـ مشكل با نامزدهاي رقيب در انتخابات قبلي رياست جمهوري.
ـ مشكل با نامزدهاي بالقوه در انتخابات دهم.
- و ده‌ها مساله‌ ديگر كه قابل ذكر نيست.

اين مسائل هر كدام به تنهايي كافي بودند كه حركت تند و سريع و پرشتاب را از دستگاه‌هاي اجرايي بگيرند.

چهارم ـ در طول اين دوره به نظر مي‌رسيد مهمترين برنامه دولت مبارزه با برنامه تحريم فزاينده‌ مالي آمريكا عليه ايران باشد و قاعدتا ما مي‌بايستي همه‌ توان خود را حول اين محور بسيج مي‌كرديم.

ما وارد يك بازي سنگين و نفس گير شطرنج با وزارت خزانه داري آمريكا شده بوديم. آنها يك معاون صهيونيست خود را به نام استورات‌ لوي مامور متوقف كردن اقتصاد ايران كرده بودند.

اين فرد شخصا به اكثر كشورهاي دنيا سفر مي‌كرد و با اشخاصي كه از نظر تشكيلاتي چند رده پايين‌تر از او بودند ملاقات مي‌كرد. اول از طريق تشويق و تطميع تقاضاي همكاري عليه ايران مي‌كرد و اگر به نتيجه نمي‌رسيد با تهديد كار خود را دنبال مي‌كرد. به لطف خدا در سال گذشته موفق شديم روي حريف را كم و او را مات كنيم در حالي كه خيلي زودتر بايد اين كار را مي‌كرديم. آنها تحريم مالي بانكي عليه ما به راه انداختند تا تجارت خارجي ما را متوقف كنند، اما ما نگذاشتيم و مردانه ايستاديم. در اين دوره مديران شايسته‌اي ظهور كردند و زندگي خود را در اين راه فدا كردند بايد از آنها به عنوان يك قهرمان ملي ستودني ياد كرد.

افرادي مثل آقاي درخشنده كه نگذاشت بانك سپه اين بانك مهم كشور در اين فشارها دچار افت شود.

عليرغم همه‌ فشارهايي كه به ما وارد شد، ما نگذاشتيم طرح شيطاني لطمه زدن به اقتصاد كشورمان عملي شود و تجارت بين‌المللي پرشتاب نيز به راه خود ادامه داد.


*دولت به دلايل متعدد با حوزه‌ پيراموني خودش دچار مساله مي‌شد و اين فضاي سنگين بر كار دستگاه هايي مثل وزارت امور اقتصادي و دارايي سايه افكنده بود. مسائلي كه هنوز هم بسياري از آنها حل نشده است.
مشكل با مجلس. مشكل با مجمع تشخيص مصلحت. مشكل با اشخاص خاص. مشكل با روزنامه‌ها. مشكل با نامزدهاي رقيب در انتخابات قبلي رياست جمهوري. مشكل با نامزدهاي بالقوه در انتخابات دهم. و ده‌ها مساله‌ ديگر كه قابل ذكر نيست.اين مسائل هر كدام به تنهايي كافي بودند كه حركت تند و سريع و پرشتاب را از دستگاه‌هاي اجرايي بگيرند.
 

ـ در سال گذشته خوشبختانه ميزان صادرات نفت و گاز به حدود 61 ميليارد دلار رسيد.

ـ ميزان صادرات غير نفتي با احتساب ميعانات گازي به حدود 21 ميليارد دلار رسيد.

- ميزان واردات ما نيز به 48 ميليارد دلار رسيد.

بدخواهان شكست خوردند و اقتصاد ما به راه تعالي خودش ادامه مي دهد. البته بايد اذعان كرد كه به مردم فشار آمد. اما چه بايد كرد؟ جنگ اقتصادي را دشمن آغاز كرده بود همان طوري كه صدام جنگ نظامي را آغاز كرد و طبعا در جنگ وظيفه‌ ما دفاع بوده است.

آنچه در اين كارزار ابهام‌انگيز است، اينكه در اين دوره كه بيشترين فشار خارجي به نظام مالي كشور وارد مي‌آمد به ويژه در بخش بانك و بيمه، عده‌اي نيز در داخل با نقد غير منصفانه‌ موجبات تضعيف آن را فراهم مي‌كردند.

انتقادهايي كه مي‌شد گاهي به اتهام و شبهه ربوي بودن بعضي از عمليات بانكي،
گاهي به خاطر بالا بودن سود بانكي،
گاهي براي تبديل بانك‌ها به بانك قرض‌الحسنه،
گاهي به دليل داشتن ارتباط سياسي بعضي از مديران با بعضي از اشخاص با نفوذ،
گاهي به خاطر معوق شدن بازپرداخت‌ها،
گاهي به خاطر دادن تسهيلات به اشخاص خاص،
گاهي به خاطر ندادن تسهيلات كافي به طرح‌هاي مورد نظر دولت
داستان بيمه ايران هم برنامه‌اي بود كه در نهايت همه مطلع شدند، اما موجبات تضعيف نظام بيمه‌اي كشور را فراهم كرد.

آتش تهيه اين حملات عموما از طرف كساني ريخته مي‌شد كه حتي يك روز هم سابقه فعاليت در نظام بانكي و بيمه‌اي كشور نداشتند و صرفا با برداشت‌هاي غير اجرايي خود عملكرد اين مجموعه‌ها را نظاره مي‌كردند.

عده‌اي سعي مي‌كردند با اعمال نظرهاي مختلف در ظاهر تحولي به وجود آورند ولي ما عملا مشاهده كرديم كه آنها دارند اين مجموعه‌هاي ارزشمند را از كار مي‌اندازند زيرا كه طرحي جايگزين نداشتند و صرفا از وضع موجود ايراد مي‌گرفتند.

در هر صورت نظام بانكي در اين دوره به صورت مستمر تحت فشار قرار داشت. من وقتي نگاه آنها را به نيمه‌ خالي ليوان ديدم. جلوي آنها ايستادم و اجازه ندادم جلوتر بروند زيرا فكر مي‌كردم اين نوع برنامه‌ها فراتر از وظيفه‌ يك دستگاه است و بايد براي انجام آن توافق ملي و حتي قانون وجود داشته باشد. به ياد ايده انحلال ارتش افتادم كه عده‌اي در آن موقع چه‌ها براي آن مي‌گفتند ولي امام (ره) چگونه مساله را با دورانديشي هدايت كرد و آن وقت ديديم كه همين ارتش در دوره‌ دفاع مقدس چه خدمات ارزنده‌اي به انقلاب اسلامي كرد.

صياد شيرازي‌ها هديه همين ارتش بودند.

در طرح مربوط به انحلال سازمان برنامه هم ديده بودم كه اين اقدام حساب شده نبود و جز ايجاد سرخوردگي و ياس براي كاركنان اين سازمان عظيم اثر ديگري نداشت.

از ويژگي‌هاي ديگر اين دوره‌ هيجاني اين بود كه هر كس به خود اجازه مي‌داد در مسائل كلان اقتصادي كشور دخالت كند. نمي دانم چه فايده‌اي از اين كار مي‌بردند.

يك بار آقاي دكتر رحيمي ـ‌ رييس كل ديوان محاسبات ـ‌ در يك مصاحبه‌ داخلي ـ خارجي اعلام كرد كه يكي از قراردادهاي نفتي كه در دولت قبل منعقد شده است، مساله دار است و لذا بايد اين قرار داد را كه 20 ميليارد خسارت به كشور مي‌زند لغو شود. هم من و هم وزير نفت جداگانه با ايشان صحبت كرديم و گفتيم اين نحوه رفتار شما با قراردادهاي بين‌المللي حيثيت ما را زير سوال مي‌برد و ديگر در بستن قراردادهاي جديد به ما اعتماد نمي‌كنند. اگر اشكالي وجود دارد بايد آن را رفع كرد و نه اينكه با مصاحبه مطبوعاتي هو و جنجال راه بياندازيم. از طرف ديگر دليلي وجود ندارد كه قبل از اين كه اين پرونده رسيدگي شده باشد و حكمي صادر شده باشد اين بحث‌ها رسانه‌اي شود.

ايشان خيلي ساده گفت: «من از شما دستور نمي‌گيرم» بعد از آن با هيات رييسه مجلس صحبت كردم و خوشبختانه آنها با روش‌هاي خود، فتيله اين بحث را پايين آوردند. به نظرم مي‌رسد ريشه اين هيجانات بر مي‌گردد به يك سري اطلاعات كارشناسي نشده يا پردازش نشده كه بدون بررسي به مراجع بالاتر مي‌رسد.

به قرار اطلاع در قسمت بازرسي رييس جمهور افرادي نفوذ كرده بودند كه جزو ناراضي‌هاي دستگاه‌ها بودند. عده‌اي هم بودند كه صلاحيت پذيرش شغل نداشتند. به طور مثال معاون اقتصادي بازرسي يك دامپزشك بود قاعدتا اشراف او به مسائل اقتصادي نمي‌تواند بالا باشد. اين افراد با دسترسي محدودي كه داشتند، به خود اجازه مي‌دادند در مسائل پيچيده گزارش تهيه كنند و با دسترسي آساني كه به مقام بالا داشتند، ذهنيت كارشناسي نشده خود را منتقل كنند. اينها مديران بالاي دستگاه‌هاي اجرايي، حتي وزرا را نيز كه منتخب مجلس و رييس جمهور بودند و از مجلس راي اعتماد گرفته بودند، به راحتي زير سوال مي‌بردند و در موارد بسياري باعث شكل گيري مديريت دو گانه يا موازي در دستگاه.

البته تهيه اين نوع گزارش‌ها فقط مختص بازرسي رييس جمهور نبود و از اشخاص درون دستگاه‌ها هم استفاده مي‌شد.


 
*به قرار اطلاع در قسمت بازرسي رييس جمهور افرادي نفوذ كرده بودند كه جزو ناراضي‌هاي دستگاه‌ها بودند. عده‌اي هم بودند كه صلاحيت پذيرش شغل نداشتند. به طور مثال معاون اقتصادي بازرسي يك دامپزشك بود قاعدتا اشراف او به مسائل اقتصادي نمي‌تواند بالا باشد. اين افراد با دسترسي محدودي كه داشتند، به خود اجازه مي‌دادند در مسائل پيچيده گزارش تهيه كنند و با دسترسي آساني كه به مقام بالا داشتند، ذهنيت كارشناسي نشده خود را منتقل كنند.

گاهي با تشويق و گاهي هم با تهديد. ولي ويژگي‌ همه اين گزارش‌ها اين بود كه با رييس دستگاه مشورت نمي‌شد و به يك باره تصميم بر علني شدن گزارش مي‌گرفتند. يكبار نامه آوردند كه كليه مديران شعب خارجي بانك‌ها به دليل اينكه بازنشسته هستند بايد بر كنار شوند كي؟ موقعي كه تحريم بانكي شروع شده بود! يك بار نامه آوردند كه گروهي از مديران سطح مياني بانك‌ها به دليل حرف گوش نكردن بايد بركنار شوند. از شش ماه قبل فشار براي بركناري بي دليل آقاي درخشنده اين جانباز فعال كه الحق نقش برجسته‌اي در بازسازي بانك سپه شروع شد ولي من همه اينها را عليه منافع ملي مي‌دانستم و لذا همكاري نكردم.

فشار بيمه ايران از ناحيه‌ ديگر اعمال شد. يك گزارش ساده در مورد تخلف مديران قبلي بيمه ايران كه در دوره‌ من هم نبود، به زودي تبديل به يك مساله ملي شد و بعد جمع كردن موضوع چقدر نيرو برد!

در همين سخنراني اخير قم نيز كه بازتاب وسيعي داشت، ريشه‌هاي اين نوع گزارش‌ها غير كارشناسي كه بدون چك كردن به مراجع بالاتر رسيده به راحتي قابل مشاهده است. در جلسه دولت‌ با جناب آقاي دكتر صحبت كردم و گفتم طرح اين بحث‌ها به كشور آسيب مي‌رساند.

ايشان گفتند منظور من اين بوده كه مشكلات نظام‌هاي مالياتي، گمرك و بانك را بشكافم و قصد ديگري در كار نبوده است. با اين حال وقتي بعدا به مطلب دقيق شدم، همان نگراني كه داشتم، بيشتر شد. اولا هيچ‌يك از روساي گمرك، ماليات و يا دخانيات از مسائل مطروحه باخبر نبودند و ايردات اشاره شده جملگي قابل خدشه است.

به طور مثال همه مي‌دانند كه در حال حاضر واردات سيگار در كشور كاملا آزاد است و هيچ امتياز انحصاري به كسي داده نشده است. 21 شركت بزرگ و كوچك، بازار واردات رسمي سيگار ايران را در اختيار دارند و در سال 1386 حدود 300 ميليون يورو واردات داشته‌اند. چطور ممكن است فردي براي گرفتن مجوز واردات سيگار كه هيچ مانعي هم براي آن وجود ندارد، حاضر باشد پنج ميليارد حق حساب بدهد؟! اين بحث منطقي به نظر نمي‌رسد! و با اين مطلب كه گفته شد دو كارخانه مثل هم كه هر دو يك چيز توليد مي‌كنند و به يك اندازه توليد خود را فروخته‌اند، چرا از يكي 300 ميليون تومان و از ديگري سه ميليون تومان ماليات گرفته‌اند؟!

بررسي‌هاي انجام گرفته نشان مي‌داد چنين موضوعي هيچ سابقه‌اي در سازمان مالياتي ندارد. تازه نظام مالياتي ما بر اساس فروش نيست كه هر دو به يك اندازه ماليات بدهند. در نظام مالياتي ما، بر اساس درآمد (يعني فروش منهاي هزينه) ماليات تعيين مي‌شود. اين امكان وجود دارد كه هزينه دو كارخانه به هر دليل متفاوت باشد. اي كاش جزئيات موضوع قبلا مورد بررسي دستگاه مربوطه قرار مي‌گرفت و اين طور شتاب زاده، عمل نمي‌شد!

در مورد دخالت بانك‌هاي خصوصي و موساست اعتباري در بازار مسكن نيز تاملاتي وجود دارد!

رشد مانده تسهيلات بانك‌هاي خصوصي در بخش مسكن در سال 1386 فقط 16 درصد بوده است.

به طور كلي بايد توجه داشت كه براي تحليل مشكلات بخش مسكن بايد خيلي از نكات را مورد توجه قرار دهيم.

پرسيدند: چه كسي مي‌گويد افزايش توليد بد است؟!

گفتم: افزايش توليد خوب است ولي بايد توجه داشت كه تا موقعي كه توليد به بهره‌برداري نرسيده باشد، اين فعاليت تورم‌زا خواهد بود.

از طرف ديگر سوال اينجاست كه وقتي هزاران طرح نيمه تمام داريم، چه ضرورتي دارد كه طرح جديدي را شروع كنيم.

قاعده‌ اقتصادي مي‌گويد: اگر يك ميليارد تومان پول داشته باشيم و با آن فقط يك طرح را در يك سال مي‌توان به پايان برد. وقتي دو طرح را شروع مي‌كنيم ـ البته با قصد خدمت ـ حتما به زودي درخواهيم يافت كه هر دو طرح در پايان سال فقط مي‌تواند 50 درصد پيشرفت فيزيكي نمايند و لذا مردم را براي يك سال از بهره‌برداري از همان يك طرح اولي محروم كرده‌ايم.

نكته‌ ديگر اينكه عمده‌ افزايش تقاضاي مسكن مربوط به افزايش تقاضاي مسكن مربوط به افزايش تقاضاي واقعي يا نياز واقعي نيست و بلكه بخش اصلي را تقاضاهاي سوداگرانه با هدف سرمايه‌گذاري براي فروش مسكن تشكيل مي‌دهد.


در طول اين دوره هر قدر من و بانك مركزي تلاش كرديم اين دوست صميمي و دوست داشتني‌مان جناب آقاي دكتر جهرمي را كه اخيرا از حوزه سياسي وارد فعاليت‌هاي اقتصادي شده، متقاعد كنيم كه چاپ اسكناس براي ايجاد اشتغال مفيد نيست، اما موفق نشديم. حتي اگر هم بانك‌ها منابع مختصري را براي طرح‌هاي مورد نظر اختصاص مي دهند، بايد ديد طرح‌هاي زودبازده جديد مهمتر هستند يا تامين سرمايه در گردش طرح‌هاي تمام شده قبلي؟!
آقاي دكتر جهرمي بارها در دولت مي‌گفت: نسبت نقدينگي به توليد ناخالص داخلي در كشور ما پايين است!

بگذاريد يك داستان واقعي را براي شما بازگويي كنم:
سال گذشته خانم من براي نياز دندانپزشكي، پيش يك خانم دكتري مي‌رفت، بعد از چند جلسه خانم دكتر براي من پيغام داده بود، محتواي پيام اين بود:

«من 300 ميليون تومان پس انداز دارم. آقاي دكتر دانش جعفري مرا راهنمايي كند، با اين پول چه بايد بكنم؟ او گفته بود علاقه‌مند به توليد است ولي حوصله دوندگي ندارد. از طرفي نمي‌داند راه و روش توليد چيست؟ » ودر خاتمه گفته بود: « اگر دكتر دانش جعفري جواب مرا ندهد، مجبورم برم يك تكه ملك بخرم.»

اين واقعيت اقتصاد ماست، چرا نمي‌خواهيم آن را بپذيريم.

حتي من در همين وزارتخانه با يك پديده مشابهي برخورد كردم. چند نفر از كارمندان ما با ابتكار خودشان جمع شده بودند هر كدام از 100 هزار تومان تا چند ميليون گذاشته بودند و يك آپارتمان مشاع خريده بودند و گذاشته بودند تا قيمت بالا برود.

در همان گزارش عملكرد 9 ماهه بانك مركزي مي‌گويد در حالي كه در سال گذشته نرخ بازدهي اوراق مشاركت 15.5 درصد بوده است،‌اما

نرخ بازده سهام 19 درصد

تغييرات قيمت سكه بهار آزادي 7.1 درصد

تغيير قيمت دلار 1/1 درصد

در ضمن شاخص قيمت زمين در مناطق شهري: 43.2 درصد تغيير داشته است و اين تغيير در شهر تهران به 58 درصد رسيده است.

از طرف ديگر خيلي از بازارهاي سنتي ما كه مردم كوچه و بازار در آن سرمايه‌گذاري مي‌كردند مثل خوردو، تلفن همراه اخيرا جاذبه ندارد.

بنابراين طبيعي است كه تقاضاهاي سوداگرانه، به بخش مسكن روي آورد زيرا سود آوري آن در مقايسه با بقيه فعاليت‌ها بالا بوده است.

آنچه در اين رابطه مهم است اين است كه چرا زمينه‌هاي تحريك‌هاي اين چنيني در اقتصاد ما وجود دارد؟!

چرا در كشورهاي ديگر اين اتفاق نمي‌افتد و يا كمتر مي‌افتد؟! وقتي قدرت خريد اقتصاد ساليانه با تزريق رشد نقدينگي 40-35 درصد بالا مي‌رود، طبيعي است كه با پول بيشتر بايد كالاي بيشتري خريد، اگر ميزان كالا كافي نباشد، همان كالاي موجود قيمت‌اش بالا مي‌رود.

اگر مي‌خواهيم رشد تورم متوقف شود بايد ريشه‌هاي تحريك كننده آن را بخشكانيم.

يعني كنترل رشد نقدينگي، اين همان مطلبي است كه من در مراسم راي اعتماد در مجلس گفتم. ريشه اصلي رشد نقدينگي فزاينده در اقتصاد ما را بايد در بودجه‌ دولت، در كسري بودجه‌هاي آشكار و پنهان و يا در اضافه خرج‌هاي آشكار و پنهان آن جستجو كرد.

آيا مي‌شود انتظار داشت كه براي انجام تكاليف بودجه‌ 1387 نزديك به 60 ميليارد دلار دلار نفتي از سوي بانك مركزي تبديل به ريال شود، ولي نقدينگي بالا نرود؟! هر كس بلد است بفرمايد انجام دهد. يا اگر نقدينگي بالا رفت، كاري كنيم كه تورم بالا نرود؟!

هر كس مي‌تواند بفرمايد انجام دهد.

تورم نتيجه محتوم اين سياست است، و نمي‌شود از واقعيت فرار كرد.

در طول اين دوره هر قدر من و بانك مركزي تلاش كرديم اين دوست صميمي و دوست داشتني‌مان جناب آقاي دكتر جهرمي را كه اخيرا از حوزه سياسي وارد فعاليت‌هاي اقتصادي شده، متقاعد كنيم كه چاپ اسكناس براي ايجاد اشتغال مفيد نيست، اما موفق نشديم. حتي اگر هم بانك‌ها منابع مختصري را براي طرح‌هاي مورد نظر اختصاص مي دهند، بايد ديد طرح‌هاي زودبازده جديد مهمتر هستند يا تامين سرمايه در گردش طرح‌هاي تمام شده قبلي؟!

آقاي دكتر جهرمي بارها در دولت مي‌گفت: نسبت نقدينگي به توليد ناخالص داخلي در كشور ما پايين است!

عده‌اي هم مي گفتند نبايد از افزايش رشد نقدينگي نگران بود، چرا كه ما تلاش مي كنيم آن را به سمت توليد ببريم! تا وقتي چنين ديدگاه‌هايي در كشور غلبه داشته باشد، نبايستي سوال كرد چرا در كشور تورم بالاست؟ مگر در همين دولت، تجربه كاهش تورم به 12.1 درصد به ثبت نرسيده است؟! دلايل توفيق دولت در آن سال چي بود؟!

به نظرم مي‌رسد اگر مي‌خواهيم در اقتصاد موفق باشيم بايد با قاعده اين علم آشنا باشيم و به اصول آن پاي بند.

بعضي‌ها فكر مي‌كنند نابساماني‌هاي اقتصادي ما به ويژه در تورم و بخش مسكن ناشي از فعاليت‌هاي بدخواهانه عليه دولت است.

من اذعان مي‌كنم، تجربه‌اي در ارتباط با مبارزه با مافيا ندارم! بايد كارشناسان خبره اطلاعاتي و امنيتي را وارد اين كار كرد. ولي به نظرم مي‌رسد حتي براي خنثي كردن فعاليت مافيايي البته اگر وجود خارجي داشته باشد! حتما كنترل رشد نقدينگي نيز مفيد است.

و اما چند نكته نيز در مورد سود بانكي عرض كنم:
در سال گذشته در همين دوران بود كه شوراي عالي پول و اعتبار تشكيل جلسه داد. اكثريت اعضاي شورا از جمله من و دكتر شيباني با كاهش نرخ سود بانكي مخالفت بوديم. فضاي غالب جلسه اين بود كه چون تورم سال 1385 بالا رفته، بايد سود بانكي نيز متناسب با آن افزايش يابد. اما چون محدوديت‌هاي سياسي دولت قابل درك بود، لذا شورا به رييس جمهور پيشنهاد كرد در سال 1386 هيچ كاهشي متوجه نرخ سود بانكي نشود. عليرغم اين همكاري شورا، جناب آقاي رييس جمهور اين پيشنهاد را قبول نكردند و تلويحا گفته شد اگر براي بار دوم هم نظر دولت رعايت نشود باز هم نظر شورا تاييد نمي‌شود و لذا وقتي مجددا اين موضوع در شورا بحث شد اكثريت اعضاي جلسه با درك خوب از شرايط زمان به آن راي مثبت دادند و لذا تنش خوابيد!

اما استدلال‌هايي كه براي جلوگيري از كاهش نرخ سود بانكي در آن مقطع وجود داشت بعدها نشان داد كه اين پيشنهاد كاملا كارشناسي بوده است زيرا در سال 1386 عملا ما ديدم كه رشد منابع بانكي به ويژه در بانك‌هاي دولتي در مقايسه با سال قبلي آن كاهش يافت در حالي كه رشد نقدينگي كماكان بالا بود. اين يعني كه بخشي از اين منابع نقدينگي متوجه بازارهاي ديگر، مثل مسكن شده است.

وقتي افزايش تقاضا براي فعاليت سودداگرانه و سفته بازي در بخش مسكن به وجود مي‌آيد لزوما لازم نيست اين كار از طريق تسهيلات بانكي باشد. كافي است آنها از منابع كساني كه پس اندازهاي خود را در اختيار بانك‌ها قرار نمي‌دهند استفاده كنند!

داستان تعيين دقيق نرخ سود بانكي در اقتصاد يك فرآيند علمي دارد و سليقه‌اي نيست.

بعضي‌ها متاسفانه آن را با مسائل شرعي مرتبط كردند. آنها مي‌گفتند وقتي سود بالا مي‌رود، يعني شبهه ربوي دارد. غافل از اين كه، اگر بازده پول كمتر از نرخ تورم باشد، تقاضا براي كالاي بادوام در جامعه بالا مي‌رود و چون اين كالاها به اندازه‌ كافي وجود ندراد پس به ناچار تورم بيشتر مي‌شود. براي اينكه هر كس فكر مي‌كند كالايي را كه فردا هم احتياج دارد همين امروز خريداري كند.

در سال گذشته كه اين بحث سود بانكي داغ بود يكي از مراجع عظام قم پيامي را از طريق نماينده خود براي من ارسال كردند.

سوال ايشان اين بود كه با توجه به شناخت مثبتي كه از من وجود دارد، چرا من با كاهش نرخ سود در جلسه شورا مخالفت كرده‌ام؟!

در پاسخ عرض كردم كه اصولا من با كاهش سود بانكي مخالف نيستم و يكي از آرزوهاي من اين است كه در اين دوره بتوانم به اين توفيق دست يابم. همچنين عرض كردم اما براي انجام اين كار، يك مقدمه واجب وجود دارد! اگر اين مقدمه تامين نشود معلوم نيست به هدف برسيم.

براي ايشان توضيح دادم اگر ما امروز تصميم بگيريم كه به طور مثال در سال 1386 از همين فردا شروع بانك‌ها را به ساعت 10 صبح موكول كنيم، مقدمه‌اي چنداني لازم نيست ولي اگر مي‌خواهيم توليد ناخالص داخلي كشور را امسال بالا ببريم و يا نرخ بيكاري را كاهش دهيم، مثلا به اندازه سه درصد، در اين صورت بايد حتما مقدمات آن طي شود وگرنه به هدف نمي‌رسيم. نمي‌توان تصور كرد كه بدون سرمايه گذاري جديد و يا افزايش بهره‌وري، توليد بالا برود و يا بيكاري پايين بيايد!

در ادامه عرضه كردم كه مقدمه واجب كاهش نرخ سود بانكي اين است كه تورم هم پايين بيايد. ايشان پيام را منتقل كردند ولي من احساس مي‌كردم استدلال من افاقه نكرده است. چند روز پيش باز همان نماينده‌ آمدند و از قول معظم‌له به من پيام دادند كه برداشت من صحيح بوده و ايشان هم به اين نتيجه رسيده‌اند كه حرمت تورم بالا مهمتر از حرمت بالا بودن سود بانكي است!

روشن است اگر ما مي‌توانستيم رشد نقدينگي را به 15 درصد محدود كنيم و برنامه‌هاي اقتصادي خود را با اين فرض انجام مي‌داديم، ما نمي‌بايستي نگران تورم بالا باشيم ولي الان كه رشد نقدينگي 40-35 درصد است حتما بايد در مورد كاهش نرخ سود بانكي نگران بود.

نتيجه كاهش سود بانكي فقط رانت‌ها نيست بلكه اختلال در بازار كالا و ايجاد تورم بيشتر از مساله‌ رانت هم مهمتر است.

در مورد عملكرد وزارتخانه هم چند نكته مختصر را ذكر مي‌كنم:
1 ـ سيستم خزانه در اين دوره «بر خط يا On-line» شد. با ايجاد اين سيستم مكانيزه عملا انضباط بيشتر در هزينه كرد بودجه به وجود آمد. در ضمن براي اولين بار در تاريخ اين وزارت، پرداخت حقوق و مزاياي مستمر كاركنان رسمي و پيماني دولت به صورت متمركز به حساب اشخاص واريز شد.

2 ـ در نظام مالياتي، طرح عظيم ماليات بر ارزش افزوده با همه‌ فراز و نشيبي كه داشت به سرانجام رسيد. نسبت درآمد مالياتي به دريافت‌هاي دولت كه در سال 1384 تنها 18.2 درصد بود در سال 1386 علي‌رغم افزايش دريافت‌ها به ميزان 30.5 درصد رسيد.

3 ـ ميزان واگذاري‌هاي دولت در اين دوره مجموعا به بيش از 220 هزار ميليارد ريال رسيد كه 7.3 برابر واگذاري‌هاي دوره‌ 1370 تا 1385 است. هم‌چنين در اين دوره مهم‌ترين و فني‌ترين لايحه اقتصادي دولت در دهه‌هاي اخير در مورد اجرايي كردن سياست‌هاي كلي اصل 44 به مجلس داده شد.

4 ـ ميزان جذب اعتبارات بانكي از بانك جهاني در سال 1386 به هفت برابر قبل رسيد. هم‌چنين تسهيلات جذب شده بانك توسعه اسلامي نيز به 1.27 برابر افزايش يافت.

ميزان امضاي موافقت‌نامه امضا شده با سرمايه‌گذاران خارجي در سال 1386 به ركورد بي‌سابقه 11.9 ميليارد دلار رسيد. طرح تمركز تامين مالي خارجي با موفقيت در اين وزارت پياده شد.

5 ـ در قسمت بانك و بيمه براي ايجاد اصلاحات مورد نظر، بيش از 35 برنامه و 70 راهكار اجرايي تهيه شده كه عموما تصويب شده يا در مرحله مصوب قرار دارد.

تشكيل كارگروه‌هاي خصوصي‌سازي بانك‌ها، اصلاح نظام بانكي، هماهنگي براي تشكيل و تاسيس نهادهاي جديد پولي و بانكي مثل موسسه‌ ساماندهي مطالبات معوق، بانك جامع اطلاعات مشتريان، موسسه مشاوره سرمايه‌گذاري، موسسه تضمين اعتبار، موسسات رتبه‌بندي و اعتبارسنجي مشتريان به منظور تخصصي كردن عمليات بانكي، تقويت توان نظارتي بانك‌ها، تقويت بانكداري الكترونيك، تشكيل بانك قرض‌الحسنه جديد از جمله اقداماتي است كه در اين حوزه صورت گرفته است.

در قسمت بيمه نيز علاوه بر فراهم آوردن زمينه‌ واگذاري بيمه‌هاي آسيا، البرز، دانا، هم‌چنين تشكيل كارگروه‌هايي در حوزه‌هاي مالي، حقوقي، اصلاح ساختار و نيروي انساني و شناسايي چالش‌ها را مي‌توان ياد كرد كه منجر به تهيه لايحه اصلاحي قانون بيمه، لايحه اصلاحي بيمه شخص ثالث و اصلاح آيين‌نامه‌هاي اجرايي قانون بيمه شخص ثالث شده است.

6 ـ نقش گمرك در اعمال سياست‌هاي تعرفه‌اي، شفاف‌سازي اقتصادي و جلوگيري از اقتصاد زيرزميني بر همگان روشن است. درآمد گمركي بعد از نفت و ماليات سومين منبع مهم درآمد عمومي دولت است. در عين حال ضمن تقويت نظارت بر اجراي كنوانسيون‌هاي گمركي، چهار گمرك عمده ترانزيتي به دستگاه‌هاي X-ray مجهز شد. شيوه‌ ارزش‌گذاري كالاهاي وارداتي نيز واقعي‌تر شد.

7 ـ امضاي تفاهم‌نامه با بورس‌هاي مالزي، راه‌اندازي بورس نفت، تشكيل كميته فقهي در سازمان بورس، افزايش تعداد شركت‌هاي بورسي و حجم معاملات آن، بازگشت اعتماد به بورس و انجام معاملات بلوكي بزرگ در حد ارزش 1000 ميليارد تومان در بورس از جمله اقدامات در اين حوزه است.

8 ـ در امور داخلي كاركنان، نظام‌مند كردن و برقرار عدالت در پرداخت پاداش‌ها

ـ برقراري پرداخت فوق‌العاده‌هاي ويژه 35 درصد و 55 درصد براي كليه‌ كاركنان مشمول

ـ امكان برخورداري از خدمات رفاهي براي كليه كاركنان

ـ احداث درمانگاه و دندانپزشكي ويژه در وزارتخانه را مي‌توان نام برد.

كلام نهايي:
كار اصلي من در وزارت امور اقتصادي و دارايي ايجاد آرامش در اقتصاد كشور بود. به دور از هيجان كار كردم و سعي كردم هر فردي يا دستگاهي كه با مانعي در انجام كار اقتصادي خود برخورد مي‌كرد را برطرف كنم. سعي كردم از همه‌ كساني كه كار بلد هستند كه عمدتا از مجموعه كاركنان اين وزارت بود استفاده كنم. فضاي داخلي را براي كار خلاق آرام نگه داشتم و علي‌رغم اين‌كه خودم تحت فشار بودم سعي كردم حتي‌المقدور آن را به سازمان منتقل نكنم. از اتوبوس هم استفاده نكردم، تنها آمدم و تنها مي‌روم.

اي دوست قبولم كن و جانم بستان ... مستم كن و از هر دو جهانم بستان

با هرچه دلم قرار گيرد بي تو ... آتش به من اندر زن و آنم بستان

والسلام عليكم و رحمت الله و بركاته
+ نوشته شده توسط ذکریا خیری در چهارشنبه 4 اردیبهشت1387 و ساعت 19:10 |
اسامي 49 تاييد صلاحيت شده دیگر

نام 49 نفر ديگر از كانديداهاي تأييد صلاحيت شده منتشر شد.

نام 49 نفر ديگر از كانديداهاي تأييد صلاحيت شده براي شركت در انتخابات مجلس هشتم كه از شانزده ا

ستان تأييد شده‌اند، منتشر شد.

از چهار استان ديگر تأييد صلاحيت كانديدايي وجود ندارد.

اسامي كانديداها به اين شرح است.

* ايلام

رحيم خدايي ـ ايلام و ايوان

علي‌كرم محمديان ـ ايلام و ايوان

* آذربايجان غربي

محمد خضري  ـ پيرانشهر و سردشت

جعفر علي‌ عباسپور ـ خوي

محمد عباسپور ـ ماكو و چالدران

محمد ميرزايي ـ مياندوآب و شاهين‌دژ و تكاب

اروج وليزادگان ـ نقده و اشنويه

* اصفهان

اكبر سهرابي معز‌اباد ـ فلاورجان

حجت‌الله طاهري ـ نجف‌آباد

* تهران

ساماندخت صحرانشين ساماني ـ شهريار

علي‌ رضايي ـ كرج

علي‌اصغر شفيعي خورشيدي ـ كرج

* مركزي

مجيدگودرزي فراهاني ـ تفرش، آشتيان

* تهران بزرگ

عليرضا آقازماني ـ تهران، ‌ري و شميرانات

آذين ابراهيمي ساروي ـ تهران،‌ ري و شميرانات

حميدرضا آزادي فرد ـ تهران، ‌ري و شميرانات

فريبا امين‌منصور ـ تهران، ‌ري و شميرانات

مريم جواهري ـ تهران، ‌ري و شميرانات

آريا حروفي ـ تهران، ‌ري و شميرانات

جواد حيران‌نيا ـ تهران، ‌ري و شميرانات

عبدالمحمد رازاني ـ تهران، ‌ري و شميرانات

مينا رحيمي سريزدي ـ تهران، ‌ري و شميرانات

محمد رضايي ـ تهران، ‌ري و شميرانات

علي زركوب ـ تهران، ‌ري و شميرانات

احسان زمانيان ـ تهران، ‌ري و شميرانات

سيد احمد مهدي شمس ـ تهران، ‌ري و شميرانات

محمدصادق فياض ـ تهران، ‌ري و شميرانات

اسماعيل نوده فراهاني ـ تهران، ‌ري و شميرانات

* خراسان رضوي

محمدرضا دولت‌آبادي ـ نيشابور

* فارس

رحمت روحاني سروستاني ـ شيراز

غلامعباس خانزاده ـ فيروز آباد

* قم

محسن كوهكن ريزي ـ قم

* كردستان

بابك قطبي ـ سنندج و ديوان‌دره

محمدابراهيم مرادپور ـ قروه

رحمان علي‌رمايي ـ مريوان و سروآباد

* كرمان

محمدعلي كريمي ـ كرمان و راور

* كرمانشاه

مريم سادات شريف ـ اسلام آباد غرب و دالاهو

روح‌آلامين حسيني ـ قصرشيرين و سرپل ذهاب و گيلان‌غرب

كاظم سليمي ـ كرمانشاه

* گلستان

محمدحسن هراتي ـ كردكوي و تركمن و بندرگز

* گيلان

شاپور مرحبا ـ آستارا

محمد شيخيان تعلقي ـ لنگرود

* مازندران

عزت‌الله يوسفيان ملا ـ آمل

سيدرمضان شجاعي كياسري ـ ساري

* هرمزگان

علي ديرباز ـ بندرعباس و قشم و ابوموسي

* آذربايجان شرقي

هادي غفاري ـ تبريز و آذرشهر و اسكو

غلامعلي جعفري سرابي ـ سراب

حسن فتحعلي‌زاده ـ كليبر

عليرضا رنجبري ـ هشترود

+ نوشته شده توسط ذکریا خیری در چهارشنبه 8 اسفند1386 و ساعت 21:37 |
پیام تأییدصلاحیت‌های جدید
 
باید در صلاحیت افرادی که صلاحیت دیگران را به این سادگی و گستردگی زیر سوال برده اند نیز به طور
 
جدی تردید کرد. به راستی آیا می توان باور داشت که همه این رد صلاحیت هاه و عدم احراز صلاحیت ها،
 
صرفا از روی اشتباه و خطاهای غیرعمدی بوده و هیچ گونه عامل سیاسی، جناحی، قومی و قبیله ای و
 
احیانا مسایل شخصی در میان نبوده است؟
 
طبق آخرین آماری که شورای نگهبان اعلام داشته، تعداد افرادی که صلاحیت رد شده آنها توسط این
 
شورا مورد بازبینی قرار گرفته و تایید شده است، از مرز یک هزار نفر گذشته است.

 هرچند این خبر که شورای نگهبان از این تعداد کثیر کاندیداها، اعاده حیثیت و حق آنها برای حضور در
 
رقابت های انتخاباتی را احیا کرده است، خوشایند و امیدوار کننده است لکن از منظری دیگر، نشانگر آن
 
است که سیستم بررسی صلاحیت کاندیداها در ایران تا چه اندازه فشل و ناکارآمد و حق کش است.

صلاحیت این هزار کاندیدای مجلس شورای اسلامی، البته توسط عوامل ناشناخته رد نشده بود، بلکه
 
هیات های اجرایی و نظارت آنها را برای ورود به مجلس ناصالح تشخیص داده یا در بهترین وضعیت،
 
صلاحیت شان را برای این امر احراز نکرده بودند.

حال با اقدام شورای نگهبان معلوم شده است ، هیات های اجرایی و نظارت دستکم درباره یکهزار نفر از
 
کاندیداها، خطا کرده اند.البته در هر سنجشی امکان اشتباه و خطا وجود دارد ولی وقتی ضریب خطا تا
 
بدین حد بالا باشد، قطعا باید در مکانیزم سنجش، تجدید نظر جدی صورت گیرد.

به علاوه باید در صلاحیت افرادی که صلاحیت دیگران را به این سادگی و گستردگی زیر سوال برده اند نیز
 
به طور جدی تردید کرد. به راستی آیا می توان باور داشت که همه این رد صلاحیت هاه و عدم احراز
 
صلاحیت ها، صرفا از روی اشتباه و خطاهای غیرعمدی بوده و هیچ گونه عامل سیاسی، جناحی، قومی
 
و قبیله ای و احیانا مسایل شخصی در میان نبوده است؟

اگر هیچ کدام از این عوامل در تصمیم هیات های اجرایی و نظارت موثر نبوده است، باید به حال
 
سیستمی که حتی بدون اغراض خاص نیز اینگونه ره به خطاکاری می پیماید و با آبروی افراد این چنین به
 
آسودگی بازی می کند، تاسف ها خورد.
البته وقتی پروسه احراز صلاحیت ها از قواعد عقلمداری پیروی نکند، نتیجه ای بهتر از این نیز نمی توان
 
انتظار داشت.

به عنوان مثال، هدف از تشکیل هیات های اجرایی این بوده است که بررسی اولیه صلاحیت ها توسط
 
نمایندگان مردم صورت گیرد و بر همین مبنا، طبق قانون انتخابات، معتمدین هر شهر هیات های اجرایی
 
را تشکیل می دهند ولی وقتی به سازوکار تعیین معتمدین شهر می رسیم، در می یابیم که آنچه در این
 
حوزه روی می دهد، یک سازوکار کاملا دولتی است به گونه ای که طبق آنچه در قانون انتخابات آمده،
 
معتمدین شهر را فرماندار بر می گزیند که خود فرماندار هم نماینده و منصوب دولت است.

در واقع، نطفه تشکیل مجلس به عنوان خانه ملت با اراده دولت شکل می گیرد و این، همان نقطه آغازین ا
نحرافی است که در نهایت به وضعیتی مشابه آنچه امروز شاهدش هستیم می انجامد.

به هر حال، این دوره که گذشت و شورای نگهبان با عملکرد مناسب خود در دقیقه 90 توانست "بخشی از
 
خطاها"ی هیات های اجرایی و نظارت را جبران کند ولی آیا می توان تا همیشه چنین اشتباهی فاحش
 
را ولو به سهو(!) شاهد بود؟
+ نوشته شده توسط ذکریا خیری در پنجشنبه 2 اسفند1386 و ساعت 19:55 |
به دنبال اخبار و اطلاعات جدید و مستند در خصوص انتخابات

 

بودم که به مطلبی با عنوان آسیب شناسی انقلاب اسلامی

 

از حضرت حجت الاسلام والمسلمین حاج سید حسن خمینی

 

برخوردم .مطلب که توسط یکی از سایتها و به صورت پرسش

 

و پاسخ می باشد به قدری شفاف و جالب  بود که در این قسمت

 

برای استفاده دوستان آوردم و حالا کل مطلب.  


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط ذکریا خیری در دوشنبه 29 بهمن1386 و ساعت 18:55 |
متن كامل منشور اخلاقي انتخابات

وزارات كشور متن كامل منشور اخلاقي انتخابات را منتشر كرد.

‹‹ وَ هُوَالذي